الواحدي النيسابوري (مترجم: ذكاوتى قراگزلو)
16
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى)
راوى مىگويد كه اين بار چون محمد ( ص ) از خلوت و انزوا بيرون آمد شنيد كه منادى ندا مىكند : يا محمد ! پاسخ داد : لبيك . منادى گفت : بگو أشهد أن لا إله إلا اللّه و أشهد أن محمدا رسول اللّه . آنگاه گفت : بگو الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ . . . تا آخر سوره . على بن ابى طالب ( ع ) نيز بر اين قول بوده است . ابو اسحاق احمد بن محمد بن مفسر با اسناد از على بن ابى طالب عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : « سوره فاتحه در مكه نازل شد از گنجى در زير عرش » و همو از ابن عباس روايت مىكند كه پيامبر در مكه بر پا خاست و چنين خواند : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . قريش گفتند : خدا دهانت را بشكند ! و نظير اين از حسن و قتاده هم روايت شده است . مجاهد سوره فاتحه را مدنى مىدانست . حسين بن فضل گويد : هر عالمى را لغزشى است ، و اين حرف خطايى است كه از مجاهد سر زده و خلاف نظر علماست و كسى در اين رأى با او همراه نيست . از دلايل قاطع بر مكى بودن فاتحه الكتاب اين آيه است : وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ ، كه مراد از آن سوره فاتحه است . محمد بن عبد الرحمن نحوى با اسناد از ابو هريره روايت مىكند كه ابى بن كعب فاتحه الكتاب را نزد پيامبر خواند . پيامبر فرمود : « سوگند به آنكه جانم به دست اوست كه خدا در تورات و انجيل و زبور و قرآن مانند اين سوره نياورده . و همين است سبع المثانى و قرآن عظيم كه به من عطا شده است . » اما سوره حجر را همه مكى دانستهاند ، و اگر سبع المثانى در مدينه نازل شده باشد نمىشود كه خدا بر رسولش در مكه از بابت آن اظهار منت كند . گذشته از اين ، معقول نيست و نمىتوان گفت كه پيامبر بيش از ده سال در مكه نماز بدون حمد مىخوانده است .